تبليغاتX
می خواهم از آن او باشم!
 

آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.

در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.

+نوشته شده توسط گریزان از دعوی پوچ بیان درچهاردهم آذر 1388 و ساعت 12:1 |

 

 

خدايا:
به من توفيق تلاش مقابل شكست، صبر در نوميدي، 
فداكاري در سكوت، دين بي دنيا،ايمان بي ريا،
خوبي بي نمود، عشق بي هوس،
دوست داشتن بدون آنكه دوست بداند روزي كن...
و همواره با من بمان و تنهايم مگذار.
کمکم کن هرگز فراموشت نكنم
كه آرامش دل تنها با ياد تو ميسر است
توفيقم ده كه بيش ازطلب همدردي، همدردي كنم
بيش از آنكه مرابفهمند ديگران رادرك كنم
بيش از آنكه دوستم بدارند، دوست بدارم
زيرا در عطاكردن است كه مي ستانيم
و در بخشيدن است كه بخشيده مي شويم
و در مردن است كه حيات ابدي مي يابيم

آمين...

 

 

+نوشته شده توسط گریزان از دعوی پوچ بیان درهفتم آذر 1388 و ساعت 0:20 |
 

دلتنگتم

 

 

+نوشته شده توسط گریزان از دعوی پوچ بیان درنوزدهم مهر 1388 و ساعت 19:36 |

 

 روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين سجاده اش عبور کرد.

 مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: "هي!!! چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟"

مجنون به خود آمد و گفت: "من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم، تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟

 

 

+نوشته شده توسط گریزان از دعوی پوچ بیان درهفدهم مهر 1388 و ساعت 19:51 |
 

 

دلتنگی

 

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی

دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غــــبار دلتنگی

 

 

+نوشته شده توسط گریزان از دعوی پوچ بیان درچهاردهم مهر 1388 و ساعت 2:3 |